ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

58

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

پادشاهى يزدجرد بن بهرام چهارده سال و چهار ماه و هجده روز بود به ديگر روايت هجده سال و چهار ماه و هشت روز گويد . و اندر تاريخ حوادثى كه آن را شرح توان داد ، ذكر كمترست . و اندر عراق به مرگ از جهان بيرون شد - و اللّه أعلم . پادشاهى فيروز بن يزدجرد هفتده سال بود به ديگر روايت بيست و هفت سال گويد . و اندر كتاب المعارف خوانده‌ام كه او را برادرى بود ، نام او هرمزد ، و با هم خصومت كردند اندر پادشاهى تا هرمزد كشته شد با سه كس از اهل بيت ملك ، شايسته‌ى پادشاهى . و پيروز بناهاى بسيار كرده است به اطراف هند ، و آن دو شهر يكى رام پيروز و ديگر روشن پيروز . و به ماوراالنّهر و ناحيت رى و گرگان و آذربادگان شهرها كرد ، اشتقاق هم از نام خود . و ميان ترك و ايران ديوارى كشيد و شهرستان جى اصفهان تمام كرد . و هفت سال قحط افتاد در عهد او و باران نيامد تا خداى عزّ و جلّ رحمت كرد و باران داد ، و فراخى پيدا آمد . و آن روز از خورمى آب باران بر يكديگر همىريختند و آن را عيد كردند . و هنوز به كار دارند ، آنست كه بر تقويمها نويسنده : صبّ الماء . پس به زمين هياطله شد به حرب خوش‌نواز ؛ و عهد جدّش ، بهرام‌گور ، بشكست . و آن مناره كه از روى و ارزيز ساخته بودند بركند ، و بر پيل پيش همىفرستاد ، زيرا كه عهد چنان بود كه از مناره نگذرند . و آن تأويلى محال بود . و خوش‌نواز كنده‌يى ساخت و سرش به خاشاك بپوشانيد ، و فيروز در كنده افتاد و كشته شد . و پسرش ، قباد ، و پيروزدخت و موبد موبدان و بسيارى مهتران گرفتار شدند ، و ديگران بازآمدند . پادشاهى بلاش بن فيروز چهار سال بود همين‌قدر بود پادشاهى وى تا قباد را سرفراى * شيرازى سپهبد ايران بازآورد . بعد از آنكه سپاه برد از ايرانيان ، و خاقان صلح خواست و ناچار بپذيرفت . و قباد را و خواهرش را و موبد موبدان و تن فيروز و اسيران ديگر با خونيها جمله به ايران باز آورد . و بلاش شكار دوست بود . و در سير الملوك خواندم كه به هندوستان رفت و دختر ملك را بياورد بعد كارزارها . و آن قصّه درازست ميان بلاش و دختر شاه هندوان . و دختر ستوردار بلاش ؛ اندر حكمت و فسانه‌ها به مثل گفته شود - اگر